در انبار
معنی انگلیسی
stock
واژههای انگلیسی با این معنی
- ex warehouse تحويل در کنار انبار
- storage pile انبار مصالح در کارگاه
- field storage انبار کردن کالا در صحرا، انبار مهمات در فضاي باز، کوپه مهمات روباز
- storeman کسي که در انبار کار ميکند، انباردار
- location survey بازرسي در جاي اجناس در انبار، بازديد در محل
- open storage انبار کردن کالاها در محوطه باز، انبارداري در محوطه روباز
- warehouse refusal اعلام عدم موجودي کالا در انبار، اعلام عدم وجود در انبار
- bonded goods کالاهايي که در انبار گمرک ميباشد، کالاهايي که تحت کنترل گمرک نگهداري ميشود
- finished goods stock موجودي کالاهاي تمام شده (در انبار)
- mezzanine space فضاي مخصوص گردش هوا در بالاي سقف انبار
- bin storage انبار کردن قطعات بسته بندي نشده در قفسه، انبار قطعات روباز
- victualling bill پروانه حمل کالائي که در انبار گمرکي موجود، باشد
- referral order درخواست براي آماد غير موجود يا جايگزين، در انبار
- lot integrity دسته بندي مهمات به حسب نوبه يا جدا کردن، آنها در انبار
- warehousing انبارداري، نگهداري در انبار
- stockist فرد يا شرکتي که کالاي خاصي را (جهت، فروس در موقع مناسب) انبار ميکند
- field stockade ذخاير صحرايي، کالاهاي انبار شده در صحرا يا ميدان جنگ
- inventory lot نوبه ذخيره مهمات، نوبه انبار، نوبه مهمات ذخيره شده در انبار
- stockage objective هدف ذخيره انبار، هدف انبار، (حداکثر مقدار بار قابل ذخيره در انبار)
- warehousing system روشي که به موجب آن کالاهاي وارداتي بدون، پرداخت حقوق و عوارض گمرکي به مملکت وارد، و انبار مي شود و اين عوارض در موقع عرضه
- charnel گورستان، قبرستان.، ساختمان يا اتاقي که اجساد يا استخوانهاي
- stockage ذخيره آماد، ذخيره کردن، ذخيره
- caged storage قسمتي از انبار که براي نگهداري اقلام، مخصوص و خطرناک در نظر گرفته شده، انبار محصور
- dock warrant رسيد لنگرگاه، سند مالکيت کالاي موجود در، انبار لنگرگاه