در بزرگ
معنی انگلیسی
gate
واژههای انگلیسی با این معنی
- propylaeum در بزرگ، سردر
- propylon در بزرگ (معبد)
- pound foolish ولخرج در مبالغ بزرگ، گشاد باز.
- orthodromics کشتي راني در دايره بزرگ، درست کشتي راني
- orthodromy کشتي راني در دايره بزرگ، درست کشتي راني
- large scale integration مجتمع سازي در مقياس بزرگ
- overpot در گلدان زياد بزرگ کاشتن
- infantilism خو خوي بچگانه در ادم بزرگ، کندي رشدجسماني و عقلاني
- bass fiddle ويلن سل بزرگ (در موسقي جاز).
- nilgai نيلگاو (بز کوهي بزرگ در هند)
- VLSI مخفف: مجتمعسازي در مقياس بسيار بزرگ، هاميدگي بسيار بزرگ
- petalon صفحه زرين در روي دستارکاهن بزرگ يهود
- porte cochere در بزرگ براي دخول گردونه هابحياط خانه، در گردونه ور
- norton يکي از برنامه نويسان بزرگ در کامپيوتر
- deflation port سوپاپ بزرگ در بالاي بالن براي خروج هوا، هنگام نشستن
- mammoth ماموت يکجورپيل بزرگ که در زمانهاي قديم در، جهان ميزيسته است، کلان
- opah يکجور ماهي بزرگ خال مخالي در اقيانوس اطلس، که رنگهاي روشن دارد
- underwood بته هاودرختان کوچکي که در زير درختان بزرگ، ميرويند
- nuggar بکجور کرجي بزرگ که در رودخانه نيل بکار ميرود
- mega- پيشونديست به معني بزرگ که در نامگذاري واحدهاي، وزن بنشانه مقادير يک ميليون بکار ميرود.
- big leaguer بازيگر ليگ سطح بالا، بازيگر در ليگ بزرگ
- nylghau نيلگاو، بز کوهي بزرگ در هند
- lsi Large Scale Integration، مجتمع سازي در مقياس بزرگ
- usli Ultra Large Scale Integration، مجتمع سازي در مقياس ماوراء بزرگ