در تعقیب معنی انگلیسی pursuant واژههای انگلیسی با این معنی snake mode روش تعقيب مارپيچي در پدافند هوايي، روش پرواز مارپيچي هواپيما neutralize track هدف را تعقيب نکنيد در رهگيري هوايي، تعقيب موقوف snooper هواپيمايي که در حال تعقيب يا ديدباني است after-pain دردي که در تعقيب دفع و خروج جفت از رحم وجود دارد pursuant to متعاقب، در تعقيب، مطابق invisible hand دست نامرئي، منشاء اين اصطلاح کتاب "ثروت ملل " آدام، اسميت است . بر اساس اين کتاب prize fighting زد و خورد (مشت زني) در محلهاي عمومي، براي جايزه که طرفين نزاع و شرط بندي، کنندگان قابل تعقيب هستند track off انحراف از مسير تعقيب هدف، رد شدن نقطه، نشاني از روي هدف در نشانه روي beacon off اسم رمز براي فرمان، رادار تعقيب هدف خود را خاموش کن، (در هنگام رهگيري) beacon on اسم رمز براي فرمان، رادار تعقيب هدف خود را روشن کن، (در هنگام رهگيري) still hunting روش شکار با تعقيب آهسته بدون کمک سگ، شکار با روش در کمين نشستن