در حال ... شدن معنی انگلیسی becoming واژههای انگلیسی با این معنی calescent در حال گرم شدن، رو به گرما، گرم شونده balding در حال کچل يا تاس شدن calcific آهک ساز، در حال آهکي شدن، در نتيجه ي آهکي شدن obsolescent کم کم مهجورشونده، کهنه شونده، در حال کهنه شدن altitude sickness حال به هم خوردگي در اثر ارتفاع هواپيما، مرض ناشي از زياد شدن ارتفاع هواپيما، کسالت در اثر ارتفاع زياد budding شکوفه کردن، غنچه کردن، جوانه کردن state chicken در رهگيري هوايي يعني سوخت من در حال تمام، شدن است بايستي براي تجديد سوخت برگردم landing wires سيمهايي براي متحمل شدن نيروهاي وارد بر، سازه هواپيما در حال فرود