در دست
معنی انگلیسی
under
واژههای انگلیسی با این معنی
- left ward (واقع در دست) چپ
- right-hand واقع در دست راست
- pud دست در زبان کودکان
- writer's cramp رعشه دست در نويسندگي
- strong suit (در بازي ورق) دست قوي.
- mistress of cooking زني که در آشپزي دست دارد
- taxis (در جراحي) جا اندازي با دست، طبقه بندي، ترتيب
- mycetoma يکجور ناخوشي فرچي در دست و پا
- myoclonus تشنج ماهيچه در دست يا پا يا کمر
- pull a punch در موقع ضربه دست را کشيدن (بوکس)
- velocity of retreat سرعت متوسط آب در پائين دست سرريز
- jelly-fish float شناور شدن در آب با دست و پاي دراز
- new fashioned تازه (باب شده) بطرزنوين در دست شده
- overscan از دست دادن متن در پايان خط وقتي که، کامپيوتر و مانيتور بدرستي با هم سازگار، نيستند
- wedding ring حلقه انگشتري که در روز عروسي در دست، عروس مي کنند....در دست داشته باشد
- fly kick ضربه در هوا با پا بدون گرفتن با دست
- oligrachy حکومتي که قدرت آن در دست افراد معدود، باشد، هيات حاکمه حکومتي با عده معدود
- baseball pass پاس با يک دست از کنار گوش در بسکتبال، نوعي پرتاب توپ
- bascket catch گرفتن توپ با کف دست به طرف بالا در سطح، کمر (بيس بال)
- melodist کسيکه در ساختن يا نواختن ملودي دست دارد، آهنگ ساز
- mahlstick چوب تکيه گاه زير دست نقاش در حال نقاشي.
- backdrop پرش و افتادن به پشت با دست و پا در هوا و، ايستادن (ترامپولين)، پرده ء پشت صحنه ء تاتر
- layup انداختن توپ در حلقه از نزديک و با يک دست
- authoritarian طرفدار تمرکز قدرت در دست يکنفر يا يک هيئت، طرفدار استبداد.