در مجاورت معنی انگلیسی to واژههای انگلیسی با این معنی greenside در مجاورت زمين pyrophoric اتش گيرنده در مجاورت هوا atmospheric corrosion فساد تدريجي در اثر مجاورت با هوا autoxidation اکسيده شدن ماده در اثر مجاورت با هوا، خوداکسايش pyrophorus چيزي که در مجاورت هوا خودبخود اتش گيرد، اتش گيرک colocate در مجاور هم قرار دادن، در مجاورت هم قرار دادن، در يک مکان قرار دادن sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي abutment كنار، طرف، مرز