در مجموع معنی انگلیسی altogether واژههای انگلیسی با این معنی ice time مجموع مدت بازي بازيگر در يک مسابقه يا، در يک فصل charactristic velocity مجموع تغييرات سرعت در مسير يک ماموريت، فضايي weir بند، مجموع تيرهاي تور که در رودخانه ميکوبند تا، ماهي در ميان آنها جمع شود ISA با تلفظ ((آي سا))، حروف اختصاري Industry Standard، Architecture و طرح غير رسمي گذرگاه (bus) آي بي ام euler theorem قضيه اولر، در صورتي که تابع توليد همگن، درجه يک باشد بر اساس قضيه اولر tercet مجموع سه چيز، سه بيتي، سه نت در دو ضرب triplet مجموع سه چيز، سه بيتي، سه نت در دو ضرب