در کاشتن معنی انگلیسی implant واژههای انگلیسی با این معنی repot در گلدان بزرگتر کاشتن overpot در گلدان زياد بزرگ کاشتن intertill در بين رديفهاي محصول کاشتن. signal area منطقه کاشتن علايم در فرودگاه garden باغ، بوستان، باغچه fishnet نوعي تور که براي نگهداري يا کاشتن وسايل، استتار در محل خود به کار مي رود