در کمتر از معنی انگلیسی within واژههای انگلیسی با این معنی underexpose کمتر از حد لزوم در معرض قرار دادن. underdistance روش تمريني دونده در مسافتي کمتر از معمول، مسابقه براي ازدياد سرعت cam ground piston پيستوني که قطر آن در امتداد موازي با، انگشتي کمتر از قطر آن در امتداد عمود بر، انگشتي باشد natural rate hypothesis فرضيه نرخ طبيعي، فرضيه اي که بر اساس آن يک حداقل نرخ، بيکاري وجود دارد که چنانچه ميزان بيکاري sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي EEPROM با تلفظ ((اي ايپرام))، سرنام عبارت "electrically erasable، " programable read-only memory absolute advantage برتري مطلق، برتري مطلق يک کشور يا واحد، توليدي در عرضه يک محصول يا خدمت با delayed penalty چشمپوشي از پنالتي وقتي تعداد بازيگر کمتر، چهار نفر در يک تيم شود (هاکي روي يخ) dry year خشک سال، سالي که ميزان بارندگي در آن، از حد معمول کمتر است very low frequency فرکانس خيلي کم در ارتفاع خيلي پايين، (کمتر از 500 پا)