در یک خط
معنی انگلیسی
along
واژههای انگلیسی با این معنی
- character pitch تعداد کاراکترها در واحد اينچ در يک خط، متن، رجوع کنيد به: pica
- boustrophedon روش نگار، در برخي زبانهاي باستاني که يک خط را از، راست
- word warp فرمت بندي مجدد پس از حذف ها و اصلاحات، ويژگي که در صورت جانگرفتن يک کلمه در خط، اصلي آن را به ابتداي خط بعدي مي برد
- LCD printer [چاپگر LCD]، شکل خلاصه liquid crystal display printer (چاپگر، نمايگشر کريستال مايع)
- DCE حروف اختصاري عبارتهاي Data Communications، Equpment، و Data Curcuit-terminal Equipment
- USRT سرنام عبارت "universal synchronous، " receiver-transmitter (به مفهوم گيرنده فرستنده همزمان، جهاني) واحدي است که معمولا از يک مدار مجتمع تشکيل
- MDA [يک آداپتور ويديويي]، حروف اختصاري Monochrome Display Adapter، يک
- DCD حروف اختصاري Data Carrier Detected، سيگنالي است، که مودم در ارتباطات سريال به کامپيوتر فرستاده و نشان
- DSR حروف اختصاري Data Set Ready، سيگنالي است که در، ارتباطات سريال مورد استفاده قرار ميگيرد و توسط مودم به
- RXD حروف اختصاري Recieve Data، خطي است که براي، انتقال داده هاي دريافت شده از يک دستگاه به دستگاه ديگر
- TXD حروف اختصاري Transmit Data، خطي است که براي، ارسال داده ها از يک وسيله به وسيله ديگر
- BBS سر نام Bulletin Board System (سيستم تابلوي اعلانات)، يک سيستم کامپيوتري مجهز به يک يا چند مودم است که به، عنوان مرکز اطلاعاتي و انتقال پيغام عمل کرده و کاربران
- team handball court زمين بازي هند بال، مربع مستطيل 40 در 20، متر که با خطي به موازات خط دروازه به دو
- white flag پرچم سفيد براي اعلام حضور اتومبيل امدادي، يا داور درمسير يا در پايان خط بعلامت باقي، ماندن يک دور از مسابقه (اتومبيل راني)