درب
معنی انگلیسی
door
واژههای انگلیسی با این معنی
- paddling door درب کار
- fire door درب نسوز
- door post قائمه درب، پايه درب، تير عمودي
- hatch cover درب دهليز، درپوش دور دريچه
- trapdoor درب تله يي، فاصله اي عمدي در يک سيستم پردازش اطلاعات، که به منظور جمع آوري تغيير يا خراب کردن
- door panel بخش مسطح درب
- french door درب داراي دولنگه، دري که تخته ميانيش شيشه مستطيلي دارد
- railroad gate درب ورودي راه آهن
- dog down بستن و جذم کردن درب، محکم کردن درپوش اشياء
- light lock درب نوربند (دريايي)، نوربند
- storm door درب عايق هواي توفاني.
- inside door handle دستگيره داخل درب اتومبيل
- gate vessel شناور درب حوض تعميرات ناو
- trick or treat قاشق زني وکاسه زني دم درب خانه هاي مردم.
- castellate سنگردار کردن، درب دار کردن، داراي استحکامات کردن
- joiner door دربهاي آب ناپذير، درب معمولي ناو
- concierge دربان، پليس محافظ درب ورودي
- sally port دروازه عبور از قلعه، درب اصلي قلعه يا استحکامات
- mortise dead lock قفل توکار، قفل داخل کار، قفل داخل درب