درته معنی انگلیسی endmost واژههای انگلیسی با این معنی needleful نخي که يکبار درته سوزن ميکنند، يک سوزن نخ kentledge وزنه هاي اهن که درته کشتي ميريزند، حماله knitting pin ميل جوراب بافي ياکش بافي که درته ان دگمه، ياگلوله اي دارد lagan کالايي که درته دريابا گويه اي نگاه داشته، باشد ferrule ته غلاف، حلقه يابست فلزي درته عصا punt يکجور کرجي ته پهن که دوسر ان چارگوش است و، باتيري که درته دريانصب مي کنند lake0dwelling خانه درياچه اي، که درزمانهاي پيش ازتاريخ روي تيرهاي درته، دريافرومي کرد keel تيرته کشتي، حمال کشتي، صفحات اهن درته کشتي torus طبق، برامدگي نرم درماهيچه، گچ بري بزرگ هلالي درته ستون trawl کشيدن، باتورکيسه اي ماهي گرفتن، دام ياتورکيسه اي که درته درياکشيده شود