درخت
معنی انگلیسی
tree
واژههای انگلیسی با این معنی
- tree درخت، به درخت پناهنده کردن، قالب کردن (چکمه)
- arbor درخت، ميله، محور
- vine درخت مو، مو، (درخت) تاک
- woodman درخت بر، هيزم شکن، جنگل بان
- woodless بي درخت، بي جنگل
- ackee درخت آکه، ميوه ي درخت آکه، خوراکي که از غلاف تخم آکه و ماهي درست
- redwood درخت غول، درخت ماموت.، رجوع شود به big tree
- aloe درخت صبر، داربو، شبيار
- indigo plant درخت نيل، بته ن يل، بوته نيل
- haematoxylon درخت بقم، چوب بقم، بقم اسود.
- terebinth درخت سقز، بنه، پسته کوهي
- abat سد درخت، راه بند درختي
- mastic shrub درخت بنه، درخت چاتلنغوش.
- breadfruit درخت نان، ميوه درخت نان
- arborescent درخت وار، درخت مانند
- toon درخت تون، چوب اين درخت
- bast ليف درخت، پوست ليفي
- caterpillar کرم درخت، کرم صد پا
- plum tree درخت الو، درخت گوجه
- foliage leaf برگ درخت، برگ سبز.
- sallow درخت بيد، ترکه بيد
- arboresous درخت وار، تنه دار
- teak درخت ساج، چوب ساج
- teakwood درخت ساج، چوب ساج.