درمانی معنی انگلیسی curative medicinal remedial therapeutic واژههای انگلیسی با این معنی hydropathic آب درماني، وابسته به درمان کردن ناخوشي با آب hydropathy آب درماني، علاج با آب، معالجه با آب hydrotherapy آب درماني physical therapy تن درماني art therapy هنر درماني electrotherapy برق درماني homeopathy جور درماني religious therapy دين درماني role therapy نقش درماني biotherapy زيست درماني chemotherapy شيمي درماني convulsive therapy تشنج درماني group therapy گروه درماني immunotherapy ايمن درماني insight therapy بينش درماني kinesiotherapy جنبش درماني milieu therapy محيط درماني play therapy بازي درماني relaxation therapy آرمش درماني semantic therapy معنا درماني therapeutic millieu محيط درماني ultrasound فراوا درماني، فراوانمايي naturopathy طبيعت درماني، کيادرماني behavior therapy رفتار درماني