دسترسی
معنی انگلیسی
access approach reach
واژههای انگلیسی با این معنی
- access دسترسي، راه، تقرب
- approachability دسترسي، قابليت تقرب
- non-access عدم دسترسي
- accessible قابل دسترسي، آماده پذيرائي، خوش محضر
- access road جاده دسترسي
- bioavailability دسترسي زيستي، زيست بودش
- video disk دسترسي مستقيم، ديسک ويدئويي، ديسک بصري
- direct access دسترسي مستقيم، دسترسي مستقيم به اطلاعات
- availability principle اصل دسترسي پذيري
- disk access time زمان دسترسي ديسک
- inaccessibily بطور غير قابل دسترسي، چنانکه نتوان به او نزديک شديا اوراديد
- dynamic RAM حافظه با دسترسي پويا، حافظه پويا، حافظه دستيابي تصادفي پويا
- multiple access network شبکه با دسترسي چندگانه
- multiaccess computer کامپيوتر با دسترسي چند گانه
- non access عدم دسترسي (به آميزش زناشويي)
- random access دسترسي به اطلاعات به طور ناموزون
- accessibility نزديکي، دسترسي، وسيله وصول
- accur دقت، دسترسي
- come-at-able قابل وصول، قابل دسترسي، کنارامدني
- access arm بازوي دستيابي، بازوي دسترسي
- inaccessible دست نارس، غير قابل دسترسي، نارسيدني
- unreachable دست نارس، غير قابل دسترسي، نارسيدني
- nympholept کسيکه جنوي يافتن کمال مطلوب يا پي کردن چيز، غير قابل دسترسي را دارد
- exclusion area منطقه ممنوعه، منطقه غير مجاز از نظر دسترسي