دسته در
معنی انگلیسی
doorknob
واژههای انگلیسی با این معنی
- interspecies واقع در بين دسته هاي خاصي، داراي خصوصياتي بين خود.
- cohort (در رم باستان) گردان دسته
- prim donna سر دسته زنهاي خواننده در اپرا
- editing run در پردازش دسته اي برنامه ويرايش کننده، داده را از نظر درستي ظاهري بررسي کرده، و هر گونه اشتباه را براي تصحيح و ارائه
- wrist pin پيني که در موتور راديال دسته پيستون را، به شاتون اصلي متصل ميکند، انگشتي
- hock spanner آچار نيم گردي در يک دسته در انتها و يک، قلاب با چنگک در سر ديگر
- autoexec-bat در DOS يک فايل دسته اي است که هنگام روشن، شدن کامپيوتر يا شروع مجدد کار دستگاه، فعال مي شود
- hiking stick دسته اضافي سکان که خم ميشود و در عين حال، مسير را تعيين مي کند
- bandstand سکوي مسقف شده اي که دسته هاي نظامي و، دسته هاي موسيقي در آنجا موزيک مينوازند.
- antistrophe حرکت از چپ به راست، دسته ي خوانندگان در پاسخ به دسته اي که قبلا، از سمت
- maharaja مه راجه، مهاراجه، مه راجا
- maharajah مه راجه، مهاراجه، مه راجا
- F2 مخفف second filial generation بمعناي زير :، -1 نسل دوم، فرزنداني که از پيوند فرزندان دسته اول
- band بند و زنجير، تسمه يا بند مخصوص محکم کردن، نوار
- bipinnate داراي برگ مرکب که برگچه هاي آن دو برابر، برگچه هاي پر مانند است، داراي دو دسته
- zone bits بيتهاي مخصوصي که در کنار بيتهاي عددي، براي نمايش کاراکترهاي الفبايي بکار ميروند، بيت منطقه
- fasc. = fasciculus، دسته، دسته اي کوچک از الياف عصبي - عضلاني
- cenacle اتاقي که حضرت عيسي و حواريون در آن شام، آخر را خوردند .، دار و دسته
- tambourin تنبک، دنبک، طبل دسته دراز
- rading party قسمت مامور دستبرد، قسمت مامور تک در عمليات کمين، دسته مامور شبيخون
- pestle دسته، دسته هاون، دنگ
- lot integrity دسته بندي مهمات به حسب نوبه يا جدا کردن، آنها در انبار
- mobile equipment pool بنه متحرک افزارهاي ويژه در سطح گروهان و، گردان و دسته
- lorgnette عينک دسته بلند، دور بيني که در opera بکارمي برند