دستگاه ضبط
معنی انگلیسی
recorder
واژههای انگلیسی با این معنی
- recording instrument دستگاه ضبط، سنجه ثبت کننده
- cassette recorder دستگاه ضبط کاست
- unit record device دستگاه ضبط واحد
- wirerecorder دستگاه ضبط صوت.
- VTR دستگاه ضبط تصوير، دستگاه ويديو
- dictograph دستگاه ضبط تقريرات، دستگاه ضبظ صوت، بيان نگار.
- magnetic recorder دستگاه ضبط صوت مغناطيسي
- magnetic sound recorder دستگاه ضبط صوت مغناطيسي
- magnetic tape recorder دستگاه ضبط صوت مغناطيسي
- maximum recording attachment دستگاه ضبط کننده حداکثر
- stenotypisht متصدي دستگاه ضبط سخنراني.
- boombox راديو يا دستگاه ضبط صوت قابل حمل
- stenotype دستگاه ضبط مکالمات سخنراني وغيره .، ماشين تند نويسي، نگاشتن
- vhs نام بازرگاني دستگاه ضبط نوار صوتي و، تصويري بر روي نوار ويديو
- phonographic (phonograph) صدا نگار، دستگاه ضبط صوت، گرامافون
- tape recorder نوار ضبط کن، دستگاه ضبط صوت.
- talking machine گرامافون، دستگاه ضبط صوت.
- wiretap ضبط و کنترل سري مکالمات، (با دستگاه ضبط صوت)استراق سمع کردن.
- degausser وسيله اي براي پاک کردن اطلاعات از دستگاه، ضبط مغناطيسي