دفاعی
معنی انگلیسی
defensive
واژههای انگلیسی با این معنی
- defensive دفاعي، تدافعي، حالت تدافع
- defensive line خط دفاعي، خط پدافندي
- defensive fire آتش دفاعي، آتش پدافندي
- defensive war جنگ دفاعي
- backcourt نيمه دفاعي، نيمه دورتر زمين از ديوارمقابل (اسکواش)، پشت خط سرويس (تنيس)
- defense position موضع دفاعي، موضع پدافندي
- stack the defence آرايش دفاعي
- defense base پايگاه دفاعي، پايگاه پدافندي
- defence mechanism مکانيزم دفاعي، ساز و کار دفاعي
- defensive league اتحاديه دفاعي، اتحاد دفاعي
- blue line خط دفاعي هاکي
- defense mechanism مکانيسم دفاعي
- protective cover جان پناه دفاعي، پوشش حفاظتي، روپوش
- defensive wrestler کشتي گير دفاعي
- switch position موضع رابط دفاعي، موضع دفاعي بينابين
- defenseman بازيکن خط دفاعي، بازيکن دفاع
- defensive player شطرنج باز دفاعي
- bangoe-gei تکنيک دفاعي تکواندو، بانگو - گي
- back judge داور در محوطه دفاعي
- linebacker بازيکن دفاعي پشت خط
- special pleader متخصص تهيه لوايح دفاعي
- cross block سد کردن خط دفاعي از کنار
- decompensation فروپاشي مکانيسمهاي دفاعي
- backfield (فوتبال آمريکايي) خط دفاعي، جاي بازيگر پشت داور، دفاع نفوذي