دلخور معنی انگلیسی edgy gloomy glum peeved resentful sullen upset واژههای انگلیسی با این معنی pissed دلخور، رنجيده، ناخشنود sulkier قهر (کرده)، رنجيده، دلخور sulkiest قهر (کرده)، رنجيده، دلخور sulky قهر (کرده)، رنجيده، دلخور chapfallen داراي چانه اويزان، ملول، دلخور. offenseless بي گناه، عاري از تخلف يا تخطي، برنخورنده