دما معنی انگلیسی gas heat pyro- temperature thermo- واژههای انگلیسی با این معنی isoterm هم دما temperature sense حس دما thermal sensitivity حس دما temperature limit مرز دما drop in temperature کاهش دما fall in temperature کاهش دما temperature coefficient ضريب دما temperature function تابع دما isothere خط هم دما، هم دمانما temperature scale مقياس دما temperature variation تغيير دما thermogram دما نگاشت rise in temperature افزايش دما stenothermal دما کم تاب temperature rise افزايش دما isothermal process پروسه هم دما isothermal change تغييرات هم دما temperature programmer برنامه ريز دما aerodynamic heating افزايش دما ناشي از جريان سريع هوا روي، سطوح آيروديناميکي به ويژه در سرعتهاي، زياد controlled environment محيطي که در آن کميتهايي از قبيل دما فشار، ترکيباتمسفري تابشهاي يونيزه کننده و ميزان، رطوبت در مقادير مناسب براي موجودات زنده carburetor icing کاهش ناگهاني دما و احتمالا ايجاد بلورهاي، يخ در اثر کاهش فشار در لوله ونتوري thermal shock تنش مکانيکي شديد ناشي از افزايش ناگهاني، دما Thermit ترميت، دما زا thermotensile گرما کششي، دما کششي