دهم
معنی انگلیسی
tenth
واژههای انگلیسی با این معنی
- tenth دهم، دهمين، يک دهم
- tenth rate درجه دهم، از پايين ترين جنس، پايين ترين درجه .
- deci-ampere دهم آمپر
- primum mobile اسمان دهم، محرک اصلي.
- vagotomy بريدن عصب دهم
- vagotropic موثر بر عصب دهم مغز، واگوسگراي
- vagal وابسته به عصب دهم مغز، ريوي معدي
- decilitre دسيليطر (يک دهم ليطر)
- vagodepressor آرامکننده ي عصب دهم مغز
- vasovagal وابسته به کار عصب دهم مغز
- vagotonia بيماري ناشي از فعال بودن نابهنجار عصب دهم، مغز، کشيدگي واگوس
- decimetre دسيمطر، يک دهم متر
- vagus عصب واگوس، عصب دهم مغز
- state lamb در رهگيري هوايي يعني سوخت کافي ندارم که، رهگيري انجام دهم و برگردم
- microcurie-hour ميکروکوري ساعت، مقدار تشعشعي است که از راه، مصرف يک ميکـروکـوري راديـوم در يک ساعت حـاصل
- mc.h. = microcurie-hour، ميکروکوري ساعت، مقدار تشعشعي است که از راه