دوجانبه معنی انگلیسی bilateral dual mutually two-sided two-way واژههای انگلیسی با این معنی reciprocal دوجانبه، دوسره، از دوسر ambidextral دوجانبه، دوپهلوي، دودست درفرمان double action اقدام دوجانبه، عمل دوبله يا دو طرفه bilateral monopoly انحصار دوجانبه، انحصار دوگانه double faced دورو، دوجانبه، دو سر (مثل چکش دو سر). bilateral دوطرفه، دوجانبه recipocal milling فرزکاري نوساني، فرزکاري متقابل، فرزکاري دوجانبه