دور از مرکز معنی انگلیسی outlying واژههای انگلیسی با این معنی outskirt دور از مرکز، حاشيه، مرز abducent از مركز دور كننده (طب)، مبعد vane pump خانواده وسيعي از پمپهاي سيالات که در آن، سطوح تخت در محفظه هاي خارج از مرکز دور، تا دور شفت گردنده دوران ميکنند abduct ربودن، دزديدن (شخص)، دور كردن abduction عمل ربودن (زن و بچه و غيره)، ربايش، دور شدگي offset distance مسافتي که نقطه صفر زمين از مرکز منطقه، هدف دور باشد (ترکش اتمي)