دچاری معنی انگلیسی infection واژههای انگلیسی با این معنی oxyuriasis دچاري به کرمک helminthiasis دچاري بکرم روده، ناخوشي کرم costiveness (دچاري به) يبوست invermination دچاري به کرم روده، ناخوشي کرم ricketiness دچاري به نرمي استخوان، لغزندگي، سستي polyposis دچاري بگوشت زيادي يا بواسير لحمي manginess گري، دچاري به جرب، چرکي