دکل
معنی انگلیسی
mast Pole
واژههای انگلیسی با این معنی
- lattice tower دکل مشبک، برج مشبک
- aerial mast دکل آنتن
- lattice mast دکل مشبک
- crosstree mast دکل صليبي
- lower mast دکل پايين
- pole mast دکل يک تيکه، ديرک يک پارچه
- bottom chord قلاب سر دکل
- goalpost mast دکل دو پايه
- polemast دکل يکپارچه
- tubular mast دکل لوله اي
- tubular pole دکل لوله اي
- kings post دکل اصلي بار، شاه دکل (دريايي)
- royalmast بالاترين دکل، دکل بالاتر
- broad base tower دکل فشار قوي
- mission mast دکل سوم کشتي
- trestletree ديرک افقي دکل، دکل دار، حايل دکل
- yardarm بازوي دکل ناو
- foretop نوک دکل جلوکشتي، کاکل، موي پيشاني
- head sail بادبان جلوي دکل
- main-mast دکل اصلي (قايق)
- range light چراغ دوم دکل ناو
- pigstick عصاي دکل (دريايي)
- maintop سکوي بالاي شاه دکل، ديده بانگاه شاه دکل
- bowsprit position موقعيت دکل خوابيده