دیوار به دیوار معنی انگلیسی conterminous immediate neighboring واژههای انگلیسی با این معنی front-court زمين نزديک به ديوار يا تور corner shot ضربه به گوشه ديوار جلو (اسکواش) sightscreen ديوار يا نرده در طرفين زمين کريکت به، عنوان زمينه براي توپ انداز alley shot ضربه شديد کم ارتفاع به ديوار مقابل که، بعد به ديوار کناري مي خورد (اسکواش) t-bone برخورد به پهلوي اتومبيل ديگر يا ديوار Aubusson وابسته به مليله دوزي و فرشهاي ديوار آويز، ساخته شده در ناحيه ي ابوسون crosscourt shot ضربه کوتاه به ديوار مقابل که به طرف ديگر، زمين اسکواش بيافتد pinup girl دختر زيبايي که عکسهايش به ديوار اويخته شود. pinup تصوير دختر زيبا، ويژه نصب به ديوار.، آدم خوشگل bank shot پرتابي که به تخته بخورد (بسکتبال)، ضربه اي که به ديوار بخورد و برگردد، (اسکواش) wallflower گل شب بو، زني که يار براي رقصيدن ندارد و پشت به ديوار، مي ايستد ball cushion ديوار پشتي دار در انتهاي مسير گوي بولينگ، که مانع برگرداندن ميله به مسير مي شود tafferel بخش مسطح ديواره ي پاشنه ي کشتي، ديوار پاشنه، رجوع شود به taffrail