دیواره معنی انگلیسی dividers division parapet partition purdah screen wall واژههای انگلیسی با این معنی septum ديواره، جداره، حاجز dissepiment ديواره، جدار paries ديواره، جدار septate ديواره دار، جداجدا basket dam ديواره سبدي، بند سله اي، بند سله اندازي insulated wall ديواره عايق banch wall ديواره محافظ، ديواره پشتيبان approach wall ديواره ورودي wing wall ديواره جانبي snow fence ديواره برفگير، حفاظ برف bank genesis پيدايش ديواره guide wall ديواره راهنما training wall ديواره راهنما turtleback ديواره ي عرشه sausage dam ديواره تورسنگي collision bulkhead ديواره ضد تصادم، ديواره نشکن bank effect اثر ديواره کانال، اثر کناره رودخانه hatch coaming ديواره دور دريچه، زهوار دور دريچه phlebitis اماس ديواره ساهرگ، ورم جدار وريد perforated cutoff ديواره نيمه تراوا bullword ديواره روي پل کشتي، کمربند حفاظتي انفرادي laparotomy برش ديواره هاي شکم endboards ديواره هاي آخر زمين هاکي barrera ديواره ي دور زمين گاوبازي، رديف اول صندليهاي جايگاه تماشاچيان، صندلي درجه ي يک