دیوان سالاری کردن معنی انگلیسی officiate واژههای انگلیسی با این معنی bureaucratize تبديل به نظام ديوان سالاري کردن، پر از قرطاس بازي شدن يا کردن، ديواني کردن bureaucratic مبني بر زياد رعايت کردن تشريفات اداري، وابسته به دوائر دولتي، وابسته به امور اداري bureaucratically مبني بر زياد رعايت کردن تشريفات اداري، وابسته به دوائر دولتي، وابسته به امور اداري