دیگران
معنی انگلیسی
rest
واژههای انگلیسی با این معنی
- regard for others ملاحظه ديگران، رعايت ديگران، واهمه از ديگران
- underquote (از ديگران)کمتر، مظنه دادن
- fagger زحمت کش (ديگران)، جان کن، خرکار
- altruism رعايت حال ديگران، نوع پرستي
- individualize از ديگران جدا کردن، مجزا کردن، جدا کردن
- mind reader کاشف افکار ديگران.
- prevenance توجه باحتياجات ديگران، در انديشه حوائج خلق.
- wager of law تبرئه با سوگند ديگران
- compurgator سوگندخورده بپاکي ديگران
- competition clause شرط ممانعت از دخول ديگران
- john aleay jones جان که نام ديگران جوتراست
- schadenfreude خوشحالي از بد حالي ديگران
- ghost writer کسيکه بجاي ديگران چيز مينويسد.
- contradictious متمايل به مخالف ياتکذيب سخن ديگران
- exclucivism بيميلي بداخل کردن ديگران درحلقه خود
- boosterism جلب حمايت ديگران نسبت به پشتيباني از، شهر يا ناحيه يا شخص بخصوصي
- claptrap سخني که براي جلب ستايش ديگران بگويند، خودنمايي
- parrotry بازگويي سخن ديگران مانندطوطي يا ازراه، چاپلوسي، طوطي خويي
- self enforcing داراي قدرت تحميل اراده خود بر ديگران.
- pestiferously چنانکه براي اخلاق ديگران زيان اور باشد، بطور مسري
- ahem سرفه يا صدايي که براي جلب توجه ديگران از، گلو در، ميآيد
- mystagogue کسيکه بارموزديني آشنا است و ديگران را با، آنهاآشنا مي سازد
- interloper کسيکه در کار ديگران مداخله ميکندوايشان را، ازسودبردن بازمي دارد
- overman کسي که درکشمکش اجتماعي يا اخلاقي از ديگران، پيش ميبرد، مرد واقعي