ذخیره شدن معنی انگلیسی accumulate stockpile واژههای انگلیسی با این معنی trivial segmentation ذخيره شدن هر قلم داده در يک قطعه مجزا LCR [کنترل زوايد طولي]، سرنام عبارت " "longitudinal redundancy check (به، مفهوم کنترل زوائد طولي) spooling تکنيک حداقل کردن اختلاف سرعت بين سرعتهاي، داخلي کامپيوتر و وسايل ورودي و خروجي، فرآيندي که بوسيله آن دستگاههاي ورودي و WORM- سرنام عبارت " "write once، read many، (به مفهوم يک بار power up روشن کردن يک کامپيوتر يا دستگاه جانبي، اقداماتي که به هنگام روشن شدن برق توسط، يک پردازنده کامپيوتر به اجرا در مي آيد head switching فعال کردن نوک خواندن و نوشتن به هنگام، خوانده و نوشته شدن اطلاعات توسط دستگاه، ذخيره با دستيابي تصادفي warm gas thruster جت پيش راننده متشکل از گاز ذخيره شده با، فشار زياد که قبل از بيرون رانده شدن از، نازل گرم شود accumulation گرد آوري، فراهم آوري، اندوختن