راست دست
معنی انگلیسی
right-handed
واژههای انگلیسی با این معنی
- right handed راست دست، با دست راست زده شده، راست
- righty راست دست
- right arm دست راست
- right hander آدم راست دست، ضربتي که با دست راست ميزنند
- right-handedness دست راست برتري، راست دستي
- right wing forward پيشرو دست راست
- right-hand واقع در دست راست
- recto صفحه دست راست کتاب
- outside pass رد کردن چوب امدادي بادست چپ به دست راست، يار
- right wing toward (در فوتبال) پيشرو، دست راست، ميمنه
- right hand دست راستي، واقع در دست راست، راست گرد
- dexiotropous واقع در طرف راست، بکار برنده دست راست، راست دست.
- bow hand دست چپ، دست راست هنگام نوازندگي
- christmass tree ضربه اي در بولينگ که ميله هاي 3 و 7 و، 10 را براي راست دست و ميله هاي 2 و 7 و، 10 را براي چپ دست باقي مي گذارد
- gee هي، هين، دست راست
- underhook خيمه و رکبي زدن، گرفتن سر حريف با دست، راست
- Frank رک گو، بي پرده حرف زن، راست باز
- freehearted ازاده، دست ودل باز، بي رودربايستي