راندمان معنی انگلیسی efficiency واژههای انگلیسی با این معنی total efficiency راندمان کل high efficiency راندمان بالا، ضريب بهره بالا nozzle efficiency راندمان نازل، کارايي نازل radiation efficiency راندمان تابش internal efficiency راندمان داخلي combustion efficiency راندمان احتراق، بازده احتراق increase of efficiency افزايش راندمان thermal efficiency راندمان حرارتي mechanical efficiency راندمان مکانيکي energy conversion efficiency راندمان تبديل انرژي ideal efficiency بازده ايده آل، راندمان ايده آل cruise control کنترل عملکرد موتور براي بدست آوردن، بيشترين راندمان قدرت و مصرف سوخت variable-geometry engine موتور مکنده هواي مافوق صوت که بمنظور، افزايش راندمان نه تنها شکل و مساحت دهانه، ورودي و نازل خروجي بلکه مسير جريان داخل dead time زمان مرده، زمان بدون استفاده، زماني که در آن از راندمان دستگاه