رزق معنی انگلیسی aliment diet dietary food واژههای انگلیسی با این معنی aliment قوت، غذا، رزق duily bread نان روزانه، روزي، رزق alimentation تغذيه، قوت بخشي، اذوقه fed خوراک داد، خوراند، پرورد