رسانا معنی انگلیسی conductive conductor واژههای انگلیسی با این معنی superconductive بس رسانا، (برق) خيلي هادي، بيش از حد لزوم هادي. cryogenic conductor ابر رسانا semiconductor نيم رسانا super conductiong material ابر رسانا super conductor ابر رسانا conducting band نوار رسانا superconductor (superconductive) بس رسانا، (برق) خيلي هدي، بيش از حد لزوم هادي. semicinductor نيمه هادي، نيمه رسانا semiconductor memory حافظه نيمه هادي، حافظه نيمه رسانا semiconductor diode ديود، دو قطبي نيم رسانا XFCN حروف اختصاري external function (تابع خارجي)، يک، منبع کد خارجي است که پس از اجراي کامل