رسانگر معنی انگلیسی channel communication conductor medium واژههای انگلیسی با این معنی integral tank تانک سوختي که پوسته رسانگر بخشي از، ديواره آن را تشکيل ميدهد retrorocket راکتي که براي مخالفت با حرکت رسانگر، بطرف جلو روي آن نصب ميشود aerospace vehicle هر رسانگر کنترلي که قادر به پرواز در، هوا و فضا باشد pitch altitude زاويه بين محور طولي رسانگر و صفحه مرجع lift-off جدا شدن يک هواپيما يا هر رسانگر ديگر از، زمين يا از رسانگر مادر vehicle mass ratio نسبت جرم نهايي رسانگر بعد از تمام شدن يا، قطع سوخت به جرم اوليه آن boost rocket موتور راکت با سوخت جامد يا مايع براي به، حرکت درآوردن يک رسانگر attitude motor موتورهاي راکت کوچک براي کنترل وضعيت، رسانگر فضايي در حال حرکت