رسم ها معنی انگلیسی exercises واژههای انگلیسی با این معنی mediaevalism (دلبستگي به) رسم ها و عقيده هاي قرون ميانه data plotter رسام داده ها، رسم کننده داده ها Gallicism اصطلاح ويژه فرانسوي ها، فرانسوي مابي، طرز تفکر و رسم فرانسوي dejagging نوعي فن گرافيک کامپيوتري براي رسم خطوط، صاف، کاراکترها و چند ضلعي ها