رنگ آمیزی معنی انگلیسی coloration واژههای انگلیسی با این معنی manhelper چوب رنگ آميزي، دستک رنگآميزي (دريايي) colornig power قدرت رنگ آميزي color wheel گردونه رنگ آميزي color codig رنگ آميزي با علامت، علامت گذاري کردن مهمات boot topping رنگ آميزي خط آبخور pallet knife کاردک، ماله رنگ آميزي colorist رنگ زن، نقاش، ماهر در رنگ آميزي C.F. = carbolfuchsin، مايعي است که از الکل، فنل و فوشين ترکيب شده و