رها شده معنی انگلیسی abandoned castoff derelict unbound واژههای انگلیسی با این معنی foxaway اعلام موشک هوا به هوا رها شده در، درگيري هاي هوايي self abandoned خودرها، متروکه، رها شده unbound غير محدود، بي پايان، مقيد نشده castoff رانده، مطرود، متروک spent بي رمق، نيروي خود را از دست داده، از پا درامده compensating relief valve شير رها کننده فشار با شير ترمواستاتيک، براي کاهش فشار تنظيم شده هنگاميکه روغن، داغ است