رهگیر معنی انگلیسی obstacle obstruction passenger tourist واژههای انگلیسی با این معنی air intercept رهگير هوايي، رهگيري کننده هوايي visual interceptor هواپيماي رهگير بصري، هواپيمايي که باوسايل بصري رهگيري مي کند fighter interceptor هواپيماي جنگنده رهگير delta dagger هواپيماي رهگير تک موتوره دلتا ديگر heading crossing angle زاويه بين سمت مسير هواپيماي رهگير و، هواپيماي هدف در لحظه درگيري initial vector مسير اصلي يا اوليه هواپيماي رهگير بعد، از شروع رهگيري feet wet من روي هدف دريايي هستم، هواپيماي رهگير، يا مامور پشتيباني مستقيم روي درياست feet dry روي هدف هستم، هواپيماي رهگير يا مامور، پشتيباني مستقيم روي منطقه است attack heading سمت تک، جهت تک (هواپيماي رهگير) lead pursuit مسير سبقت، مسير پيشگيري هواپيماي رهگير، مسير پيشگيري هدف cut off attack تک قطع کننده مسير، تک هواپيماي رهگير به متجاوز، تک برشي day fighter هواپيماي رهگيري روزانه، جنگنده رهگير مخصوص عمليات روزانه collision course interception تقاطع مسير رهگيري با هواپيماي دشمن، مسير برخورد هواپيماي رهگير با دشمن command altitude ارتفاع فرمان داده شده براي پرواز، ارتفاع تعيين شده براي هواپيماي رهگير interceptor controller افسر مسئول پست استراق سمع، پست کنترل و رهگيري با هواپيماهاي رهگير offset point در رهگيري هوايي نقطه نشاني است در هوا، که محل هدف نسبت به آن تعيين و هواپيماي، رهگير به سمت هدف هدايت مي شود