رو به رو
معنی انگلیسی
obverse
واژههای انگلیسی با این معنی
- caudad رو به دم
- dorsad رو به عقب
- westward رو به باختر، سوي باختر
- right oblique march ميل به راست رو
- declining industry صنعت رو به زوال، صنعت در حال تنزل
- bullish stocks سهام رو به ترقي
- forward association تداعي رو به جلو
- upward motion حرکت رو به بالا
- upward rotation چرخش رو به بالا
- bearish market بازار رو به افول
- downward movement حرکت رو به پايين
- downward stroke ضربه رو به پايين
- face up feed خورد رو به بالا.
- falling market بازار رو به زوال
- upward flow جريان رو به بالا
- downfeed تغذيه رو به پايين
- downward swing نوسان رو به پايين
- face down feed خورد رو به پايين.
- leftward welding جوشکاري رو به پشت
- left oblique march فرمان ميل به چپ رو، ميل به چپ رو
- anthelion هاله رو به روي خورشيد
- forward dive شيرجه رو به آب با چرخش
- bodysurf ورزشي که طي آن شناگر رو به پايين بر آب، ميخوابد و امواج او را به جلو ميبرند، سرفينگ بدني
- surtout رو جامه اي بلندمردانه که مانند است به فراک