روی صفحه
معنی انگلیسی
side
واژههای انگلیسی با این معنی
- radar echo علايم روي صفحه رادار
- disc recording ضبط روي صفحه گرامافون
- cotter key صفحه روي قرقره هاي سيم کشي
- minute of angle فاصله يک اينچي روي صفحه هدف
- display controlled نمايش منطقه در روي صفحه رادار، راداري که تصوير آن مستقيما نشان داده، مي شود
- ferrotype عکسي که روي صفحه آهني ثبت شده، براق کردن عکس
- radar return انعکاس امواج در روي صفحه رادار، علايم صفحه رادار
- home row رديفي از کليدها روي صفحه کليد که، انگشتان شخص در حالت عادي روي آنها قرار، مي گيرد
- notice board صفحه اي که روي آن آگهي مي چسبانند، تخته اعلانات
- character map شبکه اي از بلوک ها روي صفحه نمايش
- gravure عکسي که ارشيشه عکاسي روي صفحه فلزي، انتقال داده حکاکي کنند
- griddlecake نوعي کيک نازک و مسطح که روي صفحه ي، فلزي پخته ميشود، پنکيک
- carburator restricter plate صفحه فلزي روي کاربوراتور براي کاستن، هواي ورودي در اتومبيل
- cursor tracking حرکت دادن مکان نما روي يک صفحه نمايش
- petalon صفحه زرين در روي دستارکاهن بزرگ يهود
- reset key کليغي روي يک صفحه کامپيوتر که معمولا"، براي برگرداندن قسمت هاي يک کامپيوتر به، حالت قبل از اجرا شدن برنامه بکار مي رود
- qwerty keyboard ترتيب صفحه کليد که روي بسياري از صفحه، کليدهاي موجود در ماشين تحرير و کامپيوتر، و کلمه پردازها استاندارد مي باشد
- sketch pad ناحيه کاري حافظه که روي يک صفحه نمايش، نشان داده شده است
- sense probe مکانيسم ورودي که نقاط حساس روي يک صفحه، نمايش را فعال کرده و در نتيجه براي يک، کامپيوتر ورودي تهيه کند
- discography ضبط صدا و ثبت ان بر روي صفحه گرامافون.، فهرست کليه ي صفحات گرامافون يک هنرمند، يا موضوع و غيره
- skin paint نوعي علايم راداري روي صفحه رادار که از، انعکاس امواج رادار توليد مي شود
- back plate صفحه متحرکي که سيلندر چرخ و کفشکها روي، آن سوار ميشوند
- mealing table صفحه اي که باروت را روي آن نرم مي کنند
- tracking symbol علامت کوچکي روي صفحه نمايش تصوير که محل، مکان نما را نشان مي دهد