روی هدف
معنی انگلیسی
deadly
واژههای انگلیسی با این معنی
- feet dry روي هدف هستم، هواپيماي رهگير يا مامور، پشتيباني مستقيم روي منطقه است
- feet wet من روي هدف دريايي هستم، هواپيماي رهگير، يا مامور پشتيباني مستقيم روي درياست
- minute of angle فاصله يک اينچي روي صفحه هدف
- collimating sight دوربين نشانه روي لوله توپ به هدف، دوربين منطبق کننده لوله و هدف
- lock on قفل کردن توپ روي هدف هنگام تعقيب، ادامه مستمر تعقيب هدف
- fire bee نوعي هدف کش کنترل شونده از روي زمين، نوعي هواپيماي بي خلبان توربوجتي
- v-ring تصوير شکاف درجه تفنگ روي خال سياه هدف، براي نمره دادن به تيراندازي، مثلث شکاف درجه
- target echo علايم دريافتي از هدف يا پديدار شده روي، صفحه رادار از هدف
- steady on لوله توپ را به آهستگي تا روي هدف بياوريد، (در فرامن آتش تانک)، آهسته به سمت هدف
- lift fire بلند کردن آتش، قطع کردن آتش از روي يک هدف، زياد کردن برد اسلحه
- leading point نقطه نشانه روي، نقطه نشانه روي در جلوي هدف متحرک
- disruptive pattern آشکار سازنده هدف استتار شده، وسيله آشکار ساختن هدف استتار شده روي، صفحه رادار
- track off انحراف از مسير تعقيب هدف، رد شدن نقطه، نشاني از روي هدف در نشانه روي
- radar discrimination قدرت تجزيه و تحليل هدفهاي مختلف از روي، صفحه رادار، قدرت قرائت هدف از روي صفحه رادار
- first salvo اولين رگبار، اولين سري تيراندازي روي، هدف ديگر انجام مي شود (توپخانه دريايي)
- shooting line خط موازي هدف که پاي کمانگيران در، تيراندازي روي آن قرارمي گيرد
- bomb sighting system سيستم نشانه روي بمب، سيستم هدف گيري بمب
- cockshot پرتاب تير بطرف هدف، نشانه روي.