روی کاغذ معنی انگلیسی side واژههای انگلیسی با این معنی broadsheet کاغذ بزرگي که يک روي آن چاپ شده باشد fly sheet اگهي ها واعلاناتي که روي کاغذ کوچک چاپ، شده ودستي پخش مي شود، اعلانات دستي. kakemono نقاشي ديواري روي کاغذ يا پارچه ابريشمي paper work نوشته، کار روي کاغذ، کار نوشتني go down غروب کردن، غرق شدن، روي کاغذ امدن wire matrix printer يک چاپگر برخوردي که علائم ماتريس نقطه اي، را در هر بار علامت با فشردن انتهاي سيم، معيني بر روي نوار مرکبي و کاغذ چاپ ECG. = Electrocrdiogram، الکتروکارديو گرام، نموداري است که توسط دستگاه LCD printer [چاپگر LCD]، شکل خلاصه liquid crystal display printer (چاپگر، نمايگشر کريستال مايع) LED printer [چاپگر LED]، شکل خلاصه شده light-emitting diode printer، يک نوع linecut (درچاپ)، صفحه چاپي که فقط روي ان خط کشي شده، باشد وبراي خط کشي کاغذ وغيره بکارميرود و