روی کشتی
معنی انگلیسی
aboard
واژههای انگلیسی با این معنی
- stern way واپس روي (کشتي)
- deck cargo بار روي عرشه کشتي، بارگيري برروي عرشه
- bullword ديواره روي پل کشتي، کمربند حفاظتي انفرادي
- deckhouse اتاق روي عرشه کشتي.
- deck load وسايل روي پل کشتي (دريايي)
- hip rool تاباندن حريف از روي باسن (کشتي)
- national ensign پرچم ملي که روي کشتي نصب مي شود
- noah's ark trap دام کشتي نوح در روي لوپس (شطرنج)
- staged crews خدمه موجود در روي وسيله يا کشتي يا، هواپيما، پرسنل هوايي يا دريايي مستقر
- kelson or keelson کالبدزيرين کشتي که روي تيرحمال قرار، ميگيرد، سقف ته کشتي
- keelson کالبدزيرين کشتي که روي تيرحمال قرارميگيرد
- sea legs توانايي راه رفتن روي عرشه کشتي هنگام تلاطم، دريا، تاب مقاومت با طوفان
- F.O.B (free on boand)، فوب، تحويل روي کشتي در حمل بار
- aboard روي، توي، از روي
- calk درز کشتي را گرفتن، آهني که به نعل ميزنند، نعل زدن
- underhook خيمه و رکبي زدن، گرفتن سر حريف با دست، راست
- garboard پايين ترين حاشيه چوبي يا اهني که روي حمال، کشتي قرارميدهند
- inside kick ضربه با روي پا (فوتبال)، پيش لنگ (کشتي)