رژه
معنی انگلیسی
parade
واژههای انگلیسی با این معنی
- march past رژه، رژه روي
- pass in review رژه رفتن، دفيله رفتن، فرمان به رژه
- file past رژه رفتن
- all hands parade سان و رژه عمومي، همگي به رژه
- cross over point نقطه تقاطع مسير رژه، نقطه الحاق مسيرها
- post parade رژه اسبها تا محل شروع
- parade lap رژه آهسته دور پيست براي گرم کردن، (اتومبيل راني)
- callithump رژه پر سروصدايي همراه با کرنا و بوق، (امر.) اواز يا تصنيف هزلي وتفريحي.
- pace car اتومبيل راهنماي اتومبيلهاي مسابقه در رژه
- dressing parade مشق نظامي، سان و رژه، رژه با انيفرم کامل
- evening parade شامگاه، رژه شامگاه، مراسم شامگاه
- goose step قدم آهسته، رژه رفتن بدون زانو خم کردن، قدم آهسته رفتن
- goose-step قدم اهسته، رژه بابدن راست وبدون خم کردن زانوچنانکه، درپياده ن
- crossing target هدف متحرک، هدفي که در سمت حرکت مي کند، هدف عبور کننده در مسير رژه (ضد هوايي)
- cue سخن رهنما، دنباله سخن، رويه
- paseo گردش، تفرج، تفريح