ریوی
معنی انگلیسی
pulmonary
واژههای انگلیسی با این معنی
- pulmonary a سکته ريوي
- cardiopulmonary قلبي - ريوي
- semilunar valve دريچه هاي ريوي وائورت در قلب.
- wind broken (در مورد اسب) دچار پربادي (امفيزم) ريوي شده، خسته .
- pulmonary ششي، ريوي، وابسته به شش
- pneumonic ششي، ريوي، سينه پهلويي
- P2 مخفف ( pulmonic second sound) بمعني دومين صداي، ريوي.
- pulmonory سل سينه، سل ريوي
- white plague (طب) سل ريه، سل ريوي.
- pulmonary plexus شبکه شش، خلط ريوي
- vagal وابسته به عصب دهم مغز، ريوي معدي
- pneumogastric وابسته به شش و معده، ريوي معدي
- pulmonary discases ناخوشي هاي شش، امراض ريوي
- nervus vagus عصب واگ، عصب ريوي - معدي
- vagus nerve عصب واگ، عصب ريوي - معدي
- pneumotropic ريه گراي، متمايل به نسج ريوي.
- pneumohemorrhage خون وريزش در شش، که يکجوران فجاياسکته ريوي است