زبل معنی انگلیسی bantam astute clever dapper slick smart tripping twee واژههای انگلیسی با این معنی twee زبل، کوچول موچول، زبر و زرنگ mixen زباله دان، زبل دان، مزبله dunghill زباله دان، زبل دان manure کود، رشوه، پهن midden زباله دان، مزبله، توده زباله