زفت معنی انگلیسی cheeseparing gum mean miser miserly niggard niggardly tightfisted واژههای انگلیسی با این معنی pitch زفت، با زفت اندودن، زفت اندود کردن seesawed زفت، با زفت اندودن، زفت اندود کردن piceous زفت وار pitch cap کلاه زفت (که براي شکنجه برسر کسي گذارند) hardfisted خسيس، زفت، بخيل maltha چسب قير و موم، زفت معدني، يکجور موم معدني malthite چسب قير وموم، زفت معدني، نوعي موم معدني. pitchstone يکجور خاره اتش فشاني که خاصيت شيشه و صيقل، زفت رادارا است calking mallet قلم کام کني، ابزار زفت برداري