زنده بودن معنی انگلیسی live واژههای انگلیسی با این معنی outlive بيشتر زنده بودن از، بيشتر عمرکردن از، گور کردن overlive بيشتر زنده بودن از، بيشتر عمر کردن، گور کردن presumption of survivorship فرض تاخر موت، فرض زنده بودن پس از مرگ ديگري live زندگي کردن، زندگاني کردن، زنده بودن survive (پس ازمرگ ديگري) زنده ماندن، باقي بودن، بيشترزنده بودن از