زندگینامه معنی انگلیسی life history واژههای انگلیسی با این معنی bio زندگينامه، زيستنامه، وابسته به زيستنامه يا شرح زندگي biographical method روش زندگينامه اي biographical data داده هاي زندگينامه اي biographical inventory پرسشنامه زندگينامه اي memoirist نويسنده ي رويداد نامه يا زندگينامه، يادنامه نويس، تذکره نويس biographee شخصي که زندگينامه درباره ي او نوشته شود psychobiography زندگينامه اي که از ديدگاه روانکاوي نوشته، شده biog مخفف:، زيستنامه نگار، زندگينامه نويس